عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
38
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
عرض نمود و خيال مبارك را بازداشت از فروش . سابق هم اشاره به اين مطلب شده . ممكن است به هزار لباس درآيند تا ببرند . بايد ملتفت بود كه از دست نرود ! . . . ( همان ، ص 65 ) فروش رامهرمز . . . امروز فرمانى از طهران آمد براى فروش اراضى عربستان و در خصوص رامهرمز باز شنيدهام كه مىخواهند بخرند به قيمت نازلى . . . ( همان ، ص 04 1 ) مداخلات آشكار و پنهان بيگانگان مطامع انگليس در خصوص خوزستان . . . امروز احمد خان ، سرتيپ جهاز « 1 » ، آمده بود ، مىگفت كه كار عربستان از اين نقلها گذشته : صاحبمنصبان انگليس در جهاز صحبت مىكنند كه اهواز را چنين آباد مىكنيم ! چنين و چنان خواهيم كرد ! اگر روسها بيايند چنين جنگ مىكنيم و به ما ايرانيان مىگفتند كه وقتى عربستان با ما باشد ، براى شما بهتر مىشود ! و از اين قبيل عبارات با كمال وجد و شور مىگفتند ، بدون هيچ احتياطى . در حقيقت ، بعضى ما ايرانيان هم ، آنها را مدد مىكنيم . . . ( همان ، ص 121 ) و نيز : . . . آزاد كردن كارن « 2 » براى عبور كشتىهاى خارجه باعث نفوذ انگليسها شده و عن قريب بايد خانه را به اين مهمانهاى محترم پرزور واگذار [ كرد ] و عقب كشيد ! . . . ( همان ، ص 48 ) و نيز : . . . دولت انگليس بدون اذن و اجازه از دولت تا حال سه مرتبه كشتى خود را از شاخهء بهمنشير گذرانيده و از وقتى كه بناى اجازهء دخول آنها شده در كارن تلگرام زدن از بصره را به سمت خود بوشهر و بمبئى من باب احتياط موقوف كردهاند كه مبادا مطالب مهمّهء پوليتيكيّهء آنها به خارج نشر كند . . . ( همان ، ص 54 ) و نيز : . . . حضرات انگليسها ، آنطور كه چاكر فهميده ، منظورشان تجارت نيست . اين كارها بهانه است . و با اين مستمسك مىخواهند عنقريب محمّره و بلكه اهواز را متصرّف شوند . . . ( همان ، ص 81 )
--> ( 1 ) . سرتيپ دريايى ( جهاز كشتى ) ( 2 ) . منظور رود كارون است .